به نام خداوند بخشنده ی مهربان

 سپاس خداوند جهانیان را و درود و سلام بر پیامبرمان محمد راستین وعده ی امانت دار، پروردگارا ما را ازتاریکی های نادانی و توهم به نور شناخت ودانش و از لجنزار شهوت به بهشت برین نزد خود بیرون ببر.

مقدمه ی موضوع شهوت:

 برادران گرامی، با درس هجدهم از دروس عقیده واعجاز در خدمت شما می باشیم و در درس گذشته به موضوع شهوت و موضوع فرعی عدالت وخویشتنداری رسیدیم و امروز به موضوعی دیگر در ارتباط با شهوت می پردازیم.

1 – خداوند، پروردگار جهانیان:

image
وقتی انسان در زندگی با انگیزه ی شهوت بر خلاف برنامه ی الهی حرکت کند، چه رخ می دهد؟ اولین حقیقت این است که خداوند سبحان پروردگار جهانیان است و معنای پروردگار جهانیان این است که او ما را پرورش می دهد و بدن ها و روح های ما را می پروراند.
برای روشن تر شدن موضوع ناگزیر مثالی می زنیم: مدیر یک موسسه کارمندی را برای شش ماه آزمایشی استخدام می کند. ماموریت این مدیر این است که اشتباهات این کارمند را ثبت کند. اگر به حد مشخصی برسد، دیگر امکان چشم پوشی نیست چون ماموریت این مدیر ثبت اشتباهات وی بوده است. اگر این کارمند پسر صاحب موسسه باشد آیا مساله باز هم ثبت اشتباهات است؟ این مساله، مساله ی تربیت وپرورش است. هر اشتباهی را به او گوشزد می کند. راه را به او می نماید. نصیحتش می کند. راهنمایی اش می کند، توجیهش می کند، به خاطر مهر و محبت پدرانه و تلاش برای موفقیت پسرش در این شغل تمام حرکاتش را زیر نظر دارد. اشتباهاتش را دقیق بررسی می کند. و را راهنمایی ونصیحت می کند. گاهی تنبیه می کند و گاهی سخت می گیرد و تمام این پیگیری ها و تمام این سخت گیری ها برایاین کارمند تازه کار لطفی در راستای موفقیت اوست.

 

2 – شهوت، بی طرفانه است:

 بنابراین خداوند جهانیان ما را آفریده تا به ما لطف کند. پس: این شهوت ها چنان که در درس گذشته گفتیم بی طرفانه است وگاهی نردبانی برای ترقی به والاترین مقام ها و گاهی پرتگاهی برای سقوط به فرومایه ترین حالت ها ست. بی طرفانه است. البته از آنجایی که انسان مختار است تمام شهوت و تمام بهره مندی هایش و تمام ويژگی هایش بی طرفانه است. یا پله ای برای ترقی وپیشرفت و یا پرتگاهی برای سقوط می باشد.
حالتی را در نظر بگیرید که شخصی با انگیزه ای شهوانی در کسب در آمد یا ارتباط با زنان، بر خلاف برنامه ی الهی حرکت می کند، چه روی می دهد؟ خداوند عز وجل، پروردگار جهانیان است، نکته ی مهمی است که ناگزیر باید به آن توجه داشت. گاهی این جلب توجه از طریق سخنانی یک دوستی یا صحبت های یک استاد و یا شیخش می باشد یا از طریق مصیبتی که فرد بدان متبلا می گردد و با نوع اشتباهش ارتباط دارد. ارتباط میان مصیبت وگناه آموزشی از سوی خدا با این محتواست که ای بنده ام این سختی به خاطر فلان عمل است. یعنی باید خداوند او را زیر نظر بگیرد.

 

3 – مراقبت الهی رحمتی بر بنده است:

 به همین مناسبت: وقتی احساس می کنید خداوند شما را زیر نظر دارد این یک فضیلت بزرگ الهی است. وقتی احساس می کنید خداوند شما را محاسبه خواهد نمود و شما را با یک پند، یا مصیبت و یا فقر وتنگدستی متوجه خواهد کرد و یا با یک موقعیت بسیار سخت شما را در این حالت قرار خواهد داد این بدان معناست که شما به شدت تحت مراقبت هستید و این یعنی ممکن است از این گناه پاک شوید و این بیماری که به آن مبتلایید قابل درمان است و این امکان وجود دارد که سلامتی را به دست آورید آن طور که باید باشید.
imageبنابراین: وقتی احساس می کنید خداوند شما را تحت نظر دارد و محاسبه می نماید و شما را به خودتان آورده و ادب خواهد نمود و در تنگنا قرار خواهد داد و به شما الهام می کند که این سختی برای فلان عمل است که گاهی به صورت الهام است و گاهی به صورت توضیح کسی که از او می پرسید و گاهی با ارتباط قوی میان مصیبت وگناهی که انسان مرتکب شده آن را بیان می نماید و اینجاست که شما به خود می آیید.
مردی اموالش به حد نصاب زکات می رسد و همسرش اصرار می کند و فشار می آورد و خواهش می کند که باید مبلمان خانه را عوض کند. او درخواست همسرش رامی پذیرد و اثاثیه را با مبلغی که باید زکات می بود، تعویض می کند درحالی که زکات فرض حتمی است.
این شخص به من گفت: خودرو وی دچار سانحه شد. هزینه ی تعمیر این خودرو دقیقا برابر بود با همان مبلغی که باید برای زکات می پرداخت اما نپرداخته بود. این تشابه دو مبلغ الهامی از سوی خداست که ای بنده ام، تو گناه کرده ای و من با این سانحه تو را متوجه می سازم.
خداوند می فرماید:

﴿ وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴾

( و قطعا غير از آن عذاب بزرگتر از عذاب اين دنيا [نيز] به آنان مى‏چشانيم اميد كه آنها [به خدا] بازگردند )

( سوره سجده )

 بلکه خداوند می فرماید:

﴿ وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ *الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعون *أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ﴾

(و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را * [همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏ گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏ گرديم * بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد])

( سوره بقره )

 برادران:

﴿ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴾

(به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشكى و دريا نمودار شده است تا [سزاى] بعضى از آنچه را كه كرده‏ اند به آنان بچشاند باشد كه بازگردند.)

( سوره روم )

 شاید کسی بپرسد: فلسفه ی مصیبت در اسلام چیست؟

4 – مصیبت، ضامن سلامتی مومن است:

image
خیلی ساده و روشن: چرا این خودرو ساخته شده است؟ برای حرکت کردن. به بیان منطقی علت ساخت خودرو حرکت کردن است. خودرو برای حرکت ساخته شده است. یعنی علت ساختن آن حرکت است. چرا در آن ترمز گذاشته اند؟ فلسفه ی وجود ترمز با علت ساخت خودور در تناقض است. خودرو برای حرکت ساخته شده است درحالی که ترمز آن را متوقف می کند. بین علت ساخت خودرو و ماهیت ترمز تناقض وجود دارد. ترمز آن را متوقف می کند درحالی که خودرو برای حرکت ساخته شده است. آیا مانند من معتقد نیستید که مهمترین دستگاه در خودرو ترمز است، چراکه ضامن سلامتی آن است. مطمئن باشید و باور کنید مبالغه نمی کنم وقتی می گویم تمام انواع مصیبت ها در دنیا ضامن سلامتی مومن است.
در درس های دیگری می بایست به تشریح معنای مصیبت بپردازیم. مصیبتی که گمراهان، منحرفان، سرکشان و مجرمان دچارش می شوند، مصیبت نابودی یا بازدارندگی است. درحالی که مصیبت هایی که به مومنان می رسد، مصیبت دفع یا برطرف سازی است. اما مصیبت های پیامبران مصیبت هایی برای نمایاندن کمالات نهان شده در آنان است.
بنابراین: همان طور که ترمز از مهمترین سیستم های خودرو است بدلیل اینکه ضامن سلامتی اش باشد، مصیبت ها نیز با آنکه دردآور است و ناراحت کننده اما خداوند در قرآن کریم آن ها را نعمت های نهانی نامیده است.

﴿ وَأَسْبَغ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً ﴾

(و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است)

( سوره لقمان آيه: 20 )

 وقتی وارد مسجدی می شوید و هزاران نفر را می بینید باور کنید که تعداد بسیاری از آنان را خداوند پس از آزمایش و مصیبتی حکیمانه به سوی خود کشانده است و زمانی که خداوند روز قیامت راز مصیبت های دنیایی را برای شما فاش کند باید در هرچه خداوند برایتان کرده در عشق او تحلیل روید.
image
شما در تکلیف مختارید. اما در مرد یا زن بودن، در مادر یا پدر بودن، در مکان تولد و در شکل وقیافه ی خود بی اختیار هستید. این ها همه در راستای منافع شماست. و روز قیامت راز قضا وقدر الهی برایتان بر ملا می شود. شما ظرفیت بیشتر از آنچه به شما داده را ندارید. این برای وضعیت شما کمال مطلق است.
پس این سختی ها، این دشواری ها و این تنگناها برای مومن تربیتی حکیمانه از سوی الله عزوجل است. آنجا که در سوره ی قلم داستانی را می خوانید:

﴿ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ * وَلَا يَسْتَثْنُونَ ﴾

(همان گونه كه باغداران را آزموديم [آنان را مورد آزمايش قرار داديم] آنگاه كه سوگند خوردند كه صبح برخيزند و [ميوه] آن [باغ] را حتما بچينند * و[لى] ان شاء الله نگفتند)

( سوره قلم )

 از میوه های باغ خویش به بینوایان نمی دهند، خداوند عزوجل می فرماید:

﴿ فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ ﴾

(پس در حالى كه آنان غنوده بودند بلايى از جانب پروردگارت بر آن [باغ] به گردش در آمد)

( سوره قلم )

 به بیان امروزی باغ های آنان دچار یک سرمازدگی شدید شد.

﴿ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ ﴾

(و [باغ] آفت زده [و زمين باير] گرديد)

( سوره قلم )

 گویی باغ هایی شده بود که میوه هایش چیده شده بود.

﴿ فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ ﴾

(و چون [باغ] را ديدند گفتند قطعا ما راه گم كرده‏ ايم)

( سوره قلم )

 این ها باغ های ما نیست و سپس باورشان شد که این باغ خودشان است، گفتند:

﴿ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ * قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ * قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴾

([نه] بلكه ما محروميم * خردمندترينشان گفت آيا به شما نگفتم چرا خدا را به پاكى نمى‏ ستاييد * گفتند پروردگارا تو را به پاكى مى‏ ستاييم ما واقعا ستمگر بوديم)

 اکنون محتوا و مفهوم ونمونه:

﴿ كَذَلِكَ الْعَذَابُ ﴾

(عذاب [دنيا] چنين است)

( سوره قلم )

 ای بندگان من تمام انواع سختی های که در دنیا برایتان می آورم از این نوع است و همگی پیام و جلب توجه است. پس به خود بیایید.
بنابراین: وقتی انسان از برنامه ی الهی منحرف می شود یا با انگیزه ی شهوت بر خلاف برنامه ی الهی حركت می کند، خداوند عزوجل ناگزیر او را پرورش می دهد و تربیت می کند ناگزیر او را به خودش می آورد ونظرش را جلب می نماید. ماموریت مومن این است که راز افعال خداوند را نسبت به خود بداند، خداوند می فرماید:

﴿ مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا ﴾

(اگر سپاس بداريد و ايمان آوريد خدا مى‏ خواهد با عذاب شما چه كند و خدا همواره سپاس‏پذير [=حق‏ شناس] داناست)

( سوره نساء )

 در حدیث صحیح قدسی آمده است:

(( يا عِبادِي ! لَوْ أنَّ أوَّلَكُمْ وآخِرَكُمْ، وَإنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كانُوا في صَعيدٍ وَاحدٍ، فَسألُونِي، فأعْطَيْتُ كُلَّ إنْسانٍ مِنْهُمْ ما سألَ لَمْ يَنْقُصْ ذلكَ مِنْ مُلْكِي شَيْئاً إِلاَّ كما يَنْقُصُ البَحْرُ أنْ يُغْمَسَ المِخْيَطُ فِيه غَمْسةً وَاحدَةً، فَمَنْ وَجَدَ خَيْراً فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ، وَمَنْ وَجَدَ غَيْرَ ذَلِكَ فَلا يَلُومَنَّ إِلاَّ نَفْسَهُ))

((ای بندگانم، اگر اول و آخر و انس و جن شما بر یک جای بایستند و از من درخواست کنند و به هر فرد خواسته اش را بدهم از آنچه در نزد من است، کم نمی کند جز به اندازه ای که یک سوزن اگر در دریا فرو شود، کم نماید! پس کسی که خیری یافت باید حمد و ثنای حق تعالی را گوید و اگر کسی غیر از این را یافت، جز خویش کسی را ملامت نکند!))

[مسلم از ابوذر رضی الله عنه ]

 سخنی چون روز روشن:

 

(( فَمَنْ وَجَدَ خَيْراً فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ، وَمَنْ وَجَدَ غَيْرَ ذَلِكَ فَلا يَلُومَنَّ إِلاَّ نَفْسَهُ ))

 

((پس کسی که خیری یافت باید حمد و ثنای حق تعالی را گوید و اگر کسی غیر از این را یافت، جز خویش کسی را ملامت نکند))

 این ها حقیقت است. آیات قرآنی، احادیث صحیح و ارشادات نبوی است. مصیبت ها حکمتی دارند. مصیبت ها حکمت والایی دارند. مصیبت ها در خدمت انسان هستند و نعمت هایی نهانی، این ها برای مومن استز

 

5 – پیروی از هوس ها متناسب با شریعت الهی جایز است:

image
برادران گرامی، وقتی انسان در دنیای خود بدور از برنامه ی الهی حرکت می کند، چه روی می دهد؟ به همین مناسبت باید یقینا بدانید کسی که با انگیزه ی شهوت بر اساس برنامه ی الهی حرکت می کند هیچ اشکالی بر او نیست، دلیل آن هم این آیه است:

﴿ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ ﴾

(و كيست گمراه‏ تر از آنكه بى‏ راهنمايى خدا از هوسش پيروى كن)

( سوره قصص آيه: 50 )

 معنای مخالفش اين است: کسی که بر اساس برنامه ی الهی از هوس خود پیروی کند اشکالی بر او نیست. يعنی در اسلام محرومیت وجود ندارد. اسلام دین فطرت است. اسلام دین واقعگرایی است. اسلام نیازها وارزشهای انسان را مراعات نموده است. جسم و روح او را مورد توجه قرار داده است. دنیا وآخرت او را مورد عنایت قرار داده است. در اسلام محرومیت به هیچ وجه وجود ندارد. بلکه نظم و ترتیب و برنامه ریزی وجود دارد. هر شهوتی که خداوند در انسان نهاده است كانالی پاک نیز برای جريان آن ایجاد نموده است.

 

با بنده ای که از برنامه ی الهی منحرف شده چه برخوردی می کند ؟

 برادران، خداوند بزرگ، پروردگار بخشنده و پرورش دهنده ی کریم با بنده ای که از برنامه ی الهی منحرف شده چه برخوردی می کند؟ حقیقت این است که با توجه به کتاب و سنت برخی از برخوردها درباره ی این انسان منحرف بیان شده است.

 

 

1 – دعوت بیانی:

image
اولین برخورد با او دعوت بیانی است. شما در خانه ی خود سالم و نزد خانواده و فرزندان هستید. در محل کار شما مشکلی وجود ندارد و سخت نمی گذرد. کسانی هستند که شما را نصیحت نمایند و راه را به شما نشان دهند، گاهی با یک خطبه، درس، کتاب، فایل صوتی، یک پند و اندرز، سخنرانی و یا یک جلسه. این دعوت بیانی است. هدایت بیانی کلامی است و بهترین راه درمان الهی است و بهترین برخورد الهی با این منحرف از راه راست، دعوت بیانی است. کامل ترین موقعیتی که انسان از این بیانی که خداوند برایش ارسال می کند آن است که بدان پاسخ دهد:

 

﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ ﴾

(اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى ‏بخشد آنان را اجابت كنيد)

( سوره انفال آيه: 24 )

 دعوت به هدایت و نصیحتی الهی است:

﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا ﴾

(اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد به درگاه خدا توبه‏ اى راستين كنيد)

( سوره تحريم آيه: 8 )

﴿ أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ ﴾

(آيا براى كسانى كه ايمان آورده‏ اند هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [و فروتن] گردد)

( سوره حديد آيه: 16 )

 تا کی به خود مشغول هستید درحالی که مسئول آنچه پیش فرستاده اید، می باشید.
خوشبخت ترین انسان منحرف از راه خداوند عز وجل کسی است که هدایت بیانی، نصیحت ربانی، قرآن کریم، بیان الهی، حدیث نبوی و خطبه، درس، سخنرانی، نصیحت، مناظره و جلسه ای بر او عرضه شود و او بیدار شود و بگوید: پروردگارا به سوی تو بازگشتم. این کامل ترین چیز است. شما سالم در خانه و نزد خانواده و فرزندان هستید. سر کار هستید، کرامت دارید، سلامت هستيد. نصیحتي ربانی از قرآن و یا سنت یا یک عالم و داعی و یا یک جلسه و خطبه و .. به شما می رسد.
اگر انسان به این دعوت الهی را پاسخ ندهد و همچنان نافرمان بماند و شهوت را بر گزیند گوش هایش را از شنیدن پیام الهی کر کند، خداوند او را حمایت نمی کند وبه دعایش پاسخ نمی دهد و شهوت بر او غلبه می کند.

﴿ رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا ﴾

(مى‏ گويند پروردگارا شقاوت ما بر ما چيره شد)

( سوره مؤمنين آيه: 106 )

 چه اتفاق می افتد؟
اولین مرحله مهربانی و سلامتی و دعوت بیانی و نصیحت است. با این خصلت خوی بگیرید پیش از آنکه مجازات شوید، شکنجه شوید. پیش از آنکه ارتباط با شما قطع گردد. پیش از آنکه جام غضب بر شما ریخته شود. نصیحت کنید، بیان کنید و روشن سازید.

 

2 – پرورش تربیتی:

image اگر انسان به دعوت بیانی پاسخ مثبت ندهد پرورش تربیتی آغاز می شود. وارد مرحله ای دشوارتر شدیم. گاهی پزشک به بیمار می گوید: شما زخم معده دارید یا عفونت شدید معده. دو راه دارید یا اینکه یک رژیم سخت می گیرید که نیازی به عمل جراحی ندارید. یک ماه کامل یک رژیم سخت را دنبال می کنید. فقط شیر بخورید تا این عفونت بر طرف شود. اما اگر هر چه خواهید بخورید باید ناگزیر وارد عمل جراحی شوید. انتخاب با شماست.
بنابراین آیه ی کریمه می گوید:

 

﴿ لِلَّهِ ما فِي السَّمَاواتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِن تُبْدُواْ مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴾

(آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آنِ خداست‏. و اگر آنچه در دلهاى خود داريد، آشكار يا پنهان كنيد، خداوند شما را به آن محاسبه مى ‏كند؛ آنگاه هر كه را بخواهد مى ‏بخشد، و هر كه را بخواهد عذاب مى ‏كند، و خداوند بر هر چيزى تواناست‏.)

( سوره بقره ).

﴿ لِلَّهِ ما فِي السَّمَاواتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِن تُبْدُواْ مَا فِي أَنفُسِكُمْ ﴾

(آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آنِ خداست‏. و اگر آنچه در دلهاى خود داريد، آشكار كنيد)

 از بیماری ها،

﴿ أَوْ تُخْفُوهُ ﴾

(يا پنهان كنيد)

 خداوند عز وجل بخشنده است،

﴿ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ ﴾

(خداوند شما را به آن محاسبه مى ‏كند)

 چه به یاد او باشید یا نباشید، چه اعتراف بکنید یا نکنید و چه آشکار یا نهان کنید.

﴿ وَإِن تُبْدُواْ مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ ﴾

(و اگر آنچه در دلهاى خود داريد، آشكار يا پنهان كنيد، خداوند شما را به آن محاسبه مى ‏كند)

 ای مومن انتخاب کن،

﴿ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء ﴾

(آنگاه هر كه را بخواهد مى ‏بخشد)

 با توبه و پایبندی و پاسخ به خداوند،

﴿ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء ﴾

(و هر كه را بخواهد عذاب مى ‏كند)

 با پرورش تربیتی.
بنابراین: اولین مرحله هدایت بیانی، و دعوت بیانی است. اگر پاسخ ندهید وارد امتحان سخت تری می شوید که همان پرورش تربیتی است. با یقین باور داشته باشید که خداوند شما را دوست دارد و هرگز شما را به حال خود نمی گذارد که هر کار بخواهید بکنید بدون آنکه شما را پرورش دهد و یقین داشته باشيد که شما یا از او پیروی می کنید و یا اینکه مجبور می شوید به او روی بیاورید.
باری مردی می خواست از ماهيت دعوتی که من به سوی خداوند انجام می دهم، از من بپرسد و من یک پاسخ طنز آمیز به او دادم به او گفتم: چکیده ی دعوت به لهجه ی محلی است که: یا تو می دوی به سمتش یا او می دود به سمت تو. یا تو آغازگر فرمانبری از او هستی که با توبه و انابه و پشیمانی با او آشتی می کنی یا اینکه خداوند عزوجل خودش تو را با اجبار به سوی خود می آورد.
شخصی به من گفت: در یک مرحله سود فراوانی به سوی او سرازیر شده بود. داستان به دهه ی هفتاد بر می گردد. به من گفت: می خواهم بدون همسرم به یکی از کشورهای دور دست سفر کنم تا بتوانم هزینه های نجومی صرف لذت و شهوت کنم. اين گونه برنامه ریزی کرده بود. به انجا رسید. در ناحیه ی کمرش احساس درد کرد. وارد بیمارستان شد. تشخیص پزشکی وجود تومور در بصل النخاع بود. سفر خود را ناتمام رها کرد و به شام باز گشت. از مسجدی به مسجدی و از پزشکی به پزشکی و بالاخره خداوند او را شفا داد.
خداوند عز وجل حکیم است. هر کس یک نقطه ضعفی دارد. گاهی انسانی ثروتمند و بزرگ اهمیتی به مال نمی دهد اما به بزرگواری اهمیت ويژه ای می دهد. خداوند هر کس را به گونه ای امتحان می کند که به سویش برگردد چون ما را دوست دارد، ما را آفریده تا خوشبخت نماید، به ما رحم کند، چراکه ما را برای بهشتی به پهنای آسمان ها وزمین آفریده است.
به خدا سوگند ای برادران، روز قیامت وقتی حقایق بر ملا می شود انسان مومن باید به دلیل امتحانات سختی که خدا برایش ایجاد نموده، در محبت الله عز وجل ذوب شود. چه بسا به شما بدهد و بگیرد، از شما بازدارد و به شما ببخشد و اگر راز ندادن را بر شما فاش كند محروميت عين بخشیدگی خواهد بود.
imageهمیشه به شما می گفتم: اصل الماس زغال است. اما این زغال ان قدر تحت فشار و حرارت قرار گرفته که به الماس تبدیل شده است. در ترکیه الماسی با قیمت 150 میلیون دلار وجود دارد. اما یک قطعه زغال به همان اندازه چقدر ارزش دارد؟ پنج قرش. تفاوت میان آن دو این است که وقتی زغال تحت فشار قرار می گیرد تبدیل به الماس می شود.
زمانی وارد بهشت می شوید که پاک باشید و پاکیزگی در دنیا از راه امتحانات حکیمانه ی الهی ممکن است. بنابراین باید از خداوند خشنود باشید. شخصی پیرامون کعبه طواف می کرد، گفت: ای خدا آیا از من خشنودی؟ اما شافعی پشت سر او قرار داشت. به او گفت: آیا تو از خدا خشنودی که خداوند از تو خشنود باشد؟ گفت: سبحان الله! تو کیستی؟ گفت: من محمد بن ادریس هستم. چگونه از او خشنود باشم درحالی که آرزوی خشنودی او را از خودم دارم! به او گفت: زمانی که در شادمانی ات در سختی مانند شادمانی ات در آسانی باشد، بدين ترتيب از خداوند خشنود هستی.
 گفته اند: خشنودی از سختی های قضا بالاترین درجه ی یقین است و ماموریت شما در هنگامی که خدای نکرده، خداوند مصیبتی بر شما وارد می کند، بگویید: خداوند را سپاس می گویم، چراکه تمام افعال الهی از روی بخشش، حکمت، وعدالت است و زمانی که خداوند شما را به سوی خود می خواند به او پاسخ مثبت دهید در غیر این صورت باید منتظر پرورش تربیتی باشید و آنچنان به شما سختی می دهد تا خود به فرمانبری از او تمایل پیدا کنید و این معنای این سخن خداوند متعال است که می فرماید:

﴿ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ ﴾

(پس [خدا] به آنان [توفيق] توبه داد تا توبه كنند)

( سوره توبه آيه: 118 )

 یعنی توبه کردند وخداوند توبه شان را پذیرفت.
آیه ی دیگر:

﴿ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ ﴾

(به آنان [توفيق] توبه داد تا توبه كنند)

 پاره ای از معانی این آیه: او سختی هایی برایشان نازل کرد که آنان را وادار به توبه نمود.
مهم این است که پیش از نزول سختی ها به سوی الله باز گردید، پیش از مصیبت نماز بخوانید و درحالی به سوی او بگرایید که در سلامتی و تندرسی کامل هستید، در زمان نیرو و توان به سوی او بیایید، در بی نیازی به سوی او روید و بدون گلایه و شکایت به او متوسل شوید.
 مهمترین امر در پرورش تربیتی توبه به سوی الله است. او شما را دعوت بیانی نمود باید پاسخ می دادید اکنون شما را وادار به تسلیم شدن در برابر پرورش تربیتی می کند بهتر است توبه کنید و اگر پرورش تربیتی از جانب او آمد و شما توبه نکردید راه حل سومی وجود دارد.

 

3 – اکرام تدریجی:

 سومین راه حل، نجات يافتگان اندکی دارد. خداوند شما را وادار به چیزی به نام اکرام تدریجی می نماید. دنیا را در اختیار شما می گذارد و مال و جایگاه و لذت ها وشهوت های دنیا را در اختیار شما قرار می دهد شاید شما شرم کنید، شاید توبه کنید، شاید سپاسگزاری کنید. موضعگیری کامل این مرحله سپاسگزاری است. سپاس گزاری و پس از آن توبه.

 

 

4 – نابودی و براندازی:

image اگر كسير را برایتان روشن نمود و پاسخ ندادید، شما را ادب فرمود و توبه نکردید، اکرام نمود وسپاس ننمودید، پناه بر خدا، مرحله ی چهارم می آید که نابودی است:

 

﴿ فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ ﴾

(پس چون آنچه را كه بدان پند داده شده بودند فراموش كردند درهاى هر چيزى [از نعمتها] را بر آنان گشوديم تا هنگامى كه به آنچه داده شده بودند شاد گرديدند ناگهان [گريبان] آنان را گرفتيم و يكباره نوميد شدند)

( سوره انعام )

 برادران، این ها مراحل چهارگانه بودند.
مرحله ی اول: هدایت بیانی، عكس العمل کامل آن پاسخ گفتن به دعوت الهی است، چراکه او شما را دعوت نموده تا شما را بیدار کند.
مرحله ی دوم: پرورش تربیتی، واكنش کامل در آن توبه است.
مرحله ی سوم: اکرام تدریجی و موضعگیری کامل در آن سپاسگزاری است.
مرحله ی چهارم: نابودی فرا می رسد.

 

مبادا در ارتباط با خدا به بن بست برسید:

 خطرناک ترین مورد در زندگی این است که انسان در ارتباط با خدا به بن بست برسد، چگونه؟
image
شخصی مرتکب جرم قتل شده است. خدا نکند، به زندان فرستاده می شود، حکم دادگاه جنایی را می پذیرد، او را محکوم به اعدام می کنند. حکم به تجدید نظر ارسال می شود، به دادگاه فرجام خواهی منتقل می شود، دادگاه فرجام خواهی حکم دادگاه جنایی را تایید می کند و حکم برای تایید نزد ریاست جمهوری ارسال می شود. رئیس جمهور آن را امضا می کند و روزی برای اجرای حکم تعیین می شود. لگر این شخص پیش از اعدام می خواهد بخندد می خندد، چراکه بالاخره اعدام می شود. و می خواهد گریه کند، گریه می کند و می خواهد متوسل شود می شود ناگزیر این حکم باید اجرا شود. می گوییم: این شخص به بن بست رفته است.
من خودم و سپس اطرافيانم را پند می دهم. مبادا که راه بن بست را در پیش گیرید و یا در آزار رساندن به مردم زیاده روی کنید که در این مرحله نابودی و انتقام فرا می رسد. جايی برای آشتی بگذارید. پیش از آن که شما را حسابرسی کنند به حساب خود رسیدگی کنید. از خود بپرسید: آیا این کارم خداوند را خشنود می کند؟ آیا ظلمی مرتکب می شوم؟ آیا شکوه خود را بر پایه ی آوار مردم بنا کنم؟ آیا با مرگ آنان زندگی کنم؟ آیا با خفتشان عزت یابم؟ آیا بی نیازی خود را بر نیازمندی آنان بنا کنم؟ پیش از آنکه به حساب شما برسند خود به حساب خود رسیدگی کنید و پیش از آنکه اعمال شما را بسنجند اعمال خود را بسنجید.

 

 

ياىگیری با متون شرعی راه انسان با هوش و ىرس گرفتن از واقعیت راه حیوانات است:

 سنت خداوند با آفریده هایش از دعوت بیانی آغاز می شود و به پرورش تربیتی و اکرام تدریجی و سپس به نابودی خاتمه می یابد. مهم این است در مرحله ی اول باقی بمانید و بشنوید وپاسخ دهید و این کامل ترین حالت در انسان است و انسان هر چه والاتر شود به جای ىرس گرفتن از تجربه و واقعیت، از نصوص شریعت یاد می گیرد.
imageوقتی انسانی مطالب دقیق از خطرهای مواد مخدر می خواند و برای همین مصرف آن را کنار می گذارد یا به خاطر حکم شرعی آن را رها می کند این شخص در بالاترین مقام وجایگاه واقع می شود اما وقتی پس از ابتلا به تومور بدخیم آن را رها می کند در این حالت نه با عقل که با احساس با آن برخورد کرده است.
روشن ترین مثال: شخصی در زمستانی سوار بر خودرویش به حمص می رود. از دمشق خارج می شود و تابلویی می بیند که نوشته شده: راه حمص به دلیل تراکم برف در نبک مسدود است. مقصد او حمص است و مبالغ زیادی مال در حمص دارد، راه بسته است. او اکنون در اطراف دمشق است. چکار کند؟ باز گردد، چه چیزی او را وا می دارد؟ چهار واژه روی تابلو تصمیم بازگشت را به او القاء می کند. اگر چارپایی می رفت کجا می ایستاد؟ در هنگام رسیدن به برف ها، چه چیزی مانع حركت چارپا می شود؟ ىر واقع نص بر عاقل حکم کرد و رويارویی با واقعیت بر چارپا حكم كرد.
سوال دشواری از خود بپرسید. چه چیزی بر شما حکم می کند؟ نص قرآن وسنت یا واقعیت؟ کسی که با عقل خویش می ترسد انسان بسیار فهمیده ای است. و کسی که از روی احساسات می ترسد انسان بسیار کودنی است. پس هر چه مقام شما بالاتر رود با عقل خود می ترسید و از حکم نص می ترسید. از هشدار الله نسبت به خود می ترسید. و هر چه مقام انسان پایین رود و قضای الهی او را فرا گیرد در آن هنگام مصیبت بر سر او می آید و می گوید:

 

﴿ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي * فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ * وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ ﴾

(گويد كاش براى زندگانى خود [چيزى] پيش فرستاده بودم * پس در آن روز هيچ كس چون عذاب ‏كردن او عذاب نكند * و هيچ كس چون دربندكشيدن او دربند نكشد)

( سوره فجر )

انتخاب انسان در قبال ایمان تنها مساله ی وقت است:

 برادران گرامی، نکته ی بسیار مهمی وجود دارد. انتخاب شما در قبال ایمان مساله ی وقت است. با میلیون ها موضوع شما حق انتخاب یا رد را دارید. خانه ای به شما عرضه می شود خوشتان نمی آید و آن را رد می کنید. دختر جوانی به شما معرفی می کنند تا با او ازدواج کنید اما از اخلاق او خوشتان نمی آید او را رد می کنید. شما در قبال میلیون ها موضوع حق انتخاب و رد دارید به جز ایمان که مساله ی انتخاب شما فقط زمان است. دلیل آن فرعون کافرترین فرد روی زمین است که گفت:

﴿ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى ﴾

(و گفت پروردگار بزرگتر شما منم)

( سوره نازعات ).

 و آنکه گفت:

﴿ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي ﴾

(من جز خويشتن براى شما خدايى نمى ‏شناسم)

( سوره قصص آيه: 38 )

imageاین انسانی که ادعای خدایی کرده بود، در آستانه ی غرق شدن می گوید:

﴿ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِـهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ ﴾

(گفت ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آنكه فرزندان اسرائيل به او گرويده‏ اند نيست)

( سوره يونس آيه: 90 )

 بنابراین ایمان آورد، چرا که هر انسانی ناگزیر هنگام مرگ ایمان می آورد.

﴿ فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴾

(و[لى] ما پرده‏ ات را [از جلوى چشمانت] برداشتيم و ديده‏ ات امروز تيز است)

( سوره ق آيه:22 )

 این ایمان هیچ ارزشی ندارد، بنابراین: گزینه ی شما در قبال ایمان تنها گزینه ی زمان است و نه گزینه ی قبول یا رد کردن.
برادران، این درس پیرامون این است که اگر انسان در این دنیا با انگیزه ی شهوت و بدون هماهنگی با برنامه ی الهی حرکت کند، چه اتفاقی می افتد؟ خداوند عزوجل او را تربيت می دهد. تربیت خداوند نسبت به او بسیار مهربانانه و شامل چهار مرحله می باشد:
مرحله ی اول: هدایت بیانی، واكنش ىرست و کامل در برابر آن پاسخ گفتن به دعوت الهی است.
مرحله ی دوم: پرورش تربیتی، موضعگیری کامل در آن توبه است.
مرحله ی سوم: اکرام تدریجی و موضعگیری کامل در آن سپاسگزاری است.
مرحله ی چهارم: وقتی بیان، تربیت و اکرام اثر نکرد، در این هنگام نابودی فرا می رسد و خداوند او را نابود می کند.

 

موضوع علمی:

دستور قرآن به واجب بودن چیزی که دلیلی بر خلاف آن نیست:

 برادران، به موضوع علمی یا اعجاز علمی قرآن وسنت توجه فرمایید.
برادران، از مسلمات علم اصول این است که هر دستور در قرآن کریم وجوب را اقتضا می کند اما علمای اصول در پیوستش گفته اند: تا زمانی که قرینه ای بر خلاف آن پیدا نشود. جایی که خداوند عز وجل می فرماید:

﴿ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ ﴾

(پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند)

( سوره كهف آيه: 29 )

 این دستور به کفر است اما دستور تهدید آمیزی است و زمانی که خداوند عز وجل می فرماید:

﴿ وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى ﴾

(بى‏ همسران خود را همسر دهيد)

( سوره نور آيه: 32 )

 این دستور مستحب است و وقتی خداوند عز وجل می فرماید:

﴿ كُلُواْ وَاشْرَبُواْ ﴾

(بخورید و بیاشامید)

( سوره بقره آيه: 187 )

 دستور مستحب، دستور مباح بودن است، اما اگر قرینه ی بازدارنده ای نباشد که این امر را از وجوب باز گرداند، بنابراین تمام دستورات قرآنی واجب الإجرا هستند.
گاو کارخانه ی شیر سازی:

1 – تدبر در شیر گاو:

image از جمله ی این دستورات به مورد زیر توجه کنید:

﴿ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ ﴾

(پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد)

( سوره عبس )

 این امر است. شما مکلف هستيد كه در غذای خود بیندیشد. این گاو برایتان شیر می دهد. یک کارخانه ی خاموش است. علف ها را می خورد و یک غذای کامل به شما می دهد. غذای کامل در شیر وجود دارد. غده های پستانی در گاو به شکل گنبدی است. و از بالای خود با رگ های متراکمی پوشانده شده است. غده های پستانی نیاز خود را از خون می گیرند تا شیر بسازند.

﴿ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِينَ ﴾

(از ميان سرگين و خون شيرى ناب به شما مى ‏نوشانيم كه براى نوشندگان گواراست)

( سوره نحل )

 در خون اسید اوره و مواد سمی وجود دارد. و موادی که تنها خداوند می داند. پروتئین ها، چربی ها، مواد قندی، معدنی، شبه معدنی، اسید اوریک و ترشحات برخی از دستگاه ها....

 

2 – سلول پستانی چگونه از میان مواد خون، مواد شیر را جدا می سازد ؟

image
این سلول پستانی چگونه مواد شیر را از مواد خونی جدا می سازد؟ طبعا این سلول از خون نیازهای خود را می گیرد ویک قطره شیر از آن به وجود می آورد. این قطره در پستان گاو می ریزد. پستان گاو تقریبا گنجایش 20 تا 30 یا 40 کیلوگرم شیر دارد. این پستان از داخل با دو دیواره ی عمودی محکم می شود. یک دیوار به این شکل و یک دیوار به این شکل. پستان گاو به چهار حفره تقسیم می شود. هر حفره یک نوک دارد. اگر چهار برادر صاحب یک گاو باشند و هر کدام یک نوک پستان را بگیرند مقدار یک چهارم از تمام آن را خواهد گرفت. این سلول پستانی که نیاز خود را از خون می گیرد آیا عقل دارد؟ انسان نیازمند مواد قندی است. قند می
گیرد. به پروتئین نیاز دارد، پروتئین می گیرد. به چربی نیازمند است، چربی دریافت می کند. نیازمند ویتامین ها است. شیر گاو غذایی کامل برای انسان است. و نیاز گوساله به شیر بیش تر از چند کیلو نیست. 60 یا 40 کیلوگرم برای کیست؟ برای انسان.

 

﴿ وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ ﴾

(و چارپايان را براى شما آفريد)

( سوره نحل آيه: 5 )

 مخصوص شما خلق شده است،

﴿ وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ ﴾

(و چارپايان را براى شما آفريد)

( سوره نحل آيه: 5 )

 واژه ی «لکم» یعنی به خاطر شما طراحی شده است، تولید شیر ىر ىنيا غير قابل تصور است.
به شیر نگاه کنید، ماست، پنیر، روغن، سرشیر، و فراورده های لبنی واقعا شگفت انگیز است.

﴿ وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ ﴾

(و چارپايان را براى شما آفريد)

( سوره نحل آيه: 5 )

 چراکه خداوند متعال می فرماید:

﴿ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ ﴾

(پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد)

( سوره عبس )

 حدود 400 لیتر خون پیرامون غده های پستانی در گردش است. از 400 ليتر خون یک لیتر شیر می سازد و این حاصل گردش 400 لیتر خون در سلول های پستانی گاو است. تا آنجا که هیچ کس نمی داند و این در کتاب علمی در دانشگاه دمشق تدریس می شود كه هیچ کس طبیعت کار غده ی پستانی را نمی داند. چیزی که ما می دانیم این است نیاز خود را از خون می گیرد تا شیر بسازد، خداوند بزرگ می گوید:

﴿ أنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا * ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا * فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا * وَعِنَبًا وَقَضْبًا * وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا * وَحَدَائِقَ غُلْبًا * وَفَاكِهَةً وَأَبًّا * مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ﴾

(پس انسان بايد به خوراک خود بنگرد * كه ما آب را به صورت بارشى فرو ريختيم * آنگاه زمين را با شكافتنى [لازم] شكافتيم * پس در آن دانه رويانيديم * و انگور و سبزى * و زيتون و درخت‏ خرما * و باغهاى انبوه * و ميوه و چراگاه * [تا وسيله] استفاده شما و دامهايتان باشد)

( سوره عبس )

 این یک آیه است.
imageگاو روزانه سه وعده می خورد. این نان، شیر، ماست، سرشیر و این پنیر را چه کسی آفریده است؟ چه کسی طراحی نموده است؟
از ابن عباس روایت شده که گفت: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:

 

(( إِذَا أَكَلَ أَحَدُكُمْ طَعَامًا فَلْيَقُلْ اللَّهُمَّ: بَارِكْ لَنَا فِيهِ، وَأَطْعِمْنَا خَيْرًا مِنْهُ، وَإِذَا سُقِيَ لَبَنًا فَلْيَقُلْ: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِيهِ وَزِدْنَا مِنْهُ، فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ يُجْزِئُ مِنْ الطَّعَامِ وَالشَّرَابِ إِلَّا اللَّبَنُ ))

((هنگامى که یکى از شما غذائى مى‌خورد، بگوید: خداوندا، ما را در آن برکت عطا کن و بهتر از آن را روزى ما فرما، اما هنگامى که شیر مى‌نوشد بگوید: خداوندا، ما را برکت در آن عطا کن و بیشتر روزى ده، چرا که من چیزى از غذاها و نوشیدنى‌ها را مفیدتر از شیر نمى‌دانم))

[ابو داود ]

 از خداوند برایتان خواستارم كه البته این فرماني الهی است كه در قرآن نیز می باشد و هر دستور قرآنی وجوب را اقتضا می کند: خواهشمندم در آنچه می خورید بیندیشید.

 

 

 

در میوه ها و غلات تدبر کنید:

imageمیوه ها پشت سر هم و به ترتيب می رسند. خداوند بزرگ میوه ها را در تابستان به شکل مرحله ای طراحی کرده است. اول بادام سپس گیلاس، و پس از آن زرد آلو و سیب و گلابی و پس از آن هلو و سپس انگور می آید. اگر همه در یک روز می رسید چه می کردیم؟ اکنون میوه ها یکی یکی پشت سر هم می رسد. هندوانه در سه ماه تابستان برداشت می شود. روزانه یک کامیون از پالیز بار می شود. اما غلات در یک روز می رسد. اگر گندم در سه ماه می رسید این کار برای انسان طاقت فرسا می شد که بخواهد خوشه خوشه آن ها را جمع کند. و بگوید: آیا رسیده که جمع کنیم؟ گندم ها در یک روز می رسد و غلات هم در یک روز می رسد.
اما میوه ها برای سه ماه برنامه ریزی شده است. میوه ها برنامه ریزی شده است. این نوع میوه در یک ماه، در بیست روز و ده روز است. این را چه کسی برنامه ریزی کرده است؟ طرلاحی کیست؟ حکمت کیست؟
به سیب بنگرید. حجم معقولی دارد. رنگ آن روشن است. بوی آن معطر است. سفتی آن منطقی است. با دندان می خورید. اگر سیب مانند سنگ سفت می بود نیاز به چکش داشتید و یا اگر بوی بدی داشت نمی خوردید. پس بوی خوش و رنگ درخشنده ای دارد و اندازه اش هم معقول است. پوستی آن را محافظت می کند. به تک تک میوه ها بنگرید و تدبر کنید، این بخشی از ایمان شماست و راهی برای شناخت خداوند است:

﴿ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ ﴾

(پس انسان بايد به خوراک خود بنگرد )

image
میوه ها، گندم، جو، نخود، عدس، این خوراکی هایی که می خوریم. این شیری که می نوشیم. واین میوه هایی که می خوریم. این ها را چه کسی طراحی کرده است؟ چه کسی می تواند بدون آن که نام میوه ها را ببرد مزه های آن را بیان کند؟ طعم گلابی را برایم توصیف کنید. شیرین است. هلو شیرین است. توت شیرین است. همه ی میوه ها شیرین است. اما هر میوه یک طعم دارد. آیا می توانید بدون ذکر نام میوه ها طعم آن ها را بیان کنید؟ نمی توانید، طعم زرد آلو، می گویید: زردآلوز بدون آنکه بتوانید طعم آن را بیان کنید؟ نمی توانید.
با يك آب آبیاری مى‏ شوند و اما در خوردن، برخى از آنها را بر برخى ديگر ترجيح مى‏ دهيم.
خداوند متعال می فرماید:

﴿ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ ﴾

(با يک آب سيراب مى‏ گردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مى‏ دهيم)

( سوره رعد آيه: 4 )

این قرآن است، خداوند نظر شما را به این جلب می کند:

﴿ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ ﴾

(با يک آب سيراب مى‏ گردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مى‏ دهيم)

image
یک میوه، سیب زرد، سیب سرخ، سیب ترش تابستانی، سیب قندی، انواع مختلفی دارد. 400 تا 500 نوع سیب وجود دارد. هر ميوه ای انواع متفاوتی دارد. چه کسی طراحی کرده است؟ برای شناخت خداوند باید در آفریده هایش بندیشیم.
برای بار دوم:

﴿ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ ﴾

(پس انسان بايد به خوراک خود بنگرد )

 این یک دستور قرآنی است و هر دستور قرآنی اقتضای وجوب می کند.

سپاس خداوند جهانیان را